|
|
|
|
|
مرحوم " پرویز شاپور" فعالیت مطبوعاتی اش را از نشریات محلی اهواز آغاز کرد پس از انتقالش به تهران با نشریه فکاهی توفیق وارد همکاری شد.او در ستون" فکاهیات نو" مطالبی می نوشت که نتیجه ی ادامه همان مطالب به چیزی که ما امروز با عنوان کاریکلماتور می شناسیم منتهی شد.برای نمونه، در شماره 65 ماهنامه توفیق در ستون فکاهیات نو با امضای" کامی" شاپور می نویسد:
- درست است که زمین گرد است ولی سابقه ندارد که تا به حال کسی با آن تیله بازی کرده باشد. - آنقدر از خودم راضی ام که برای خودم رضایتنامه نوشتم.
.............................................
در همین شماره در ستون دیگری با عنوان "دارالمجانین فکاهیات" شاپور لطیفه های کوتاهی با امضای مهدخت می نویسد که چند نمونه از آن را آورده ام:
"کار از محکم کاری عیب نمی کند." - چرا توی پوستت چوب پنبه گذاشتی؟ - برای اینکه سلولهایم نتونن بزنن به چاک
"نخوری زمین" - چرا داری عقبکی می ری؟ - آخه ساعتم جلو رفته دارم می برمش عقب
"دیوانه ... دیوانه" - ساعت چنده؟ - نمی دونم،ساعت ندارم. - پس از روی چی می گی یه ساعت دارم در می زنم کسی نمی آد در رو باز کنه؟ ................................................................... چند کاریکلماتور از پرویز شاپور:
- سراب کاریکاتور آب است. - به نگاهم خوش آمدی. - اگر مقصد کوی یار باشد،امکان دارد همسفر رقیب از کار در بیاید. - سلام در ورودی گفتگو است. - ساز شکسته را در دستگاه سکوت کوک می کنم. - عمر آدم تنبل صرف شنیدن صدای پای این و آن می شود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2:3 توسط مهدی فرج الهی
|
|
||